عکس های حیرت انگیز



 1- پله برقی از جهنم  
در نگاه اول به نظر می رسد که جهنم به زمین آمده و یک پله برقی از درون آن به زمین احداث شده است! اما در حقیقت عکس پایین یکی از تقریباً صد ایستگاه زیرزمینی در استوکهولم سوئد است که در آن سقف و دیوار ها صخره های طبیعی بوده و نیمه کاره رنگ شده است.


ادامه نوشته

عدالت

شهری بود که همة اهالی آن دزد بودند.
شبها پس از صرف شام، هرکس دسته کلید بزرگ و فانوس را برمیداشت و از خانه بیرون میزد؛
برای دستبرد زدن به خانة یک همسایه حوالی سحر با دست پر به خانه برمیگشت، به خانة خودش که آنرا هم دزد زده بود.
به این ترتیب، همه در کنار هم به خوبی و خوشی زندگی میکردند؛
چون هرکس از دیگری میدزدید و او هم متقابلاً از دیگری، تا آنجا که آخرین نفر از اولی میدزدید.

ادامه نوشته

هندونه نبریده!

ازدواج مثل شهر محاصره شده است: کساني که داخل شهرند سعي دارند ازآن خارج
و آنها که خارج هستند کوشش دارند که داخل شوند!
 
فرانکلين

زندگي زناشويي مثل تاتر است: مردم صحنه زيبا و آراسته آن را مي بينند
درحالي که زن و شوهر با پشت صحنه درهم ريخته و پرماجراي آن سر و کار
دارند.
 
فرانسيس بيکن

ادامه نوشته

توآلت کیبورد نما...

بنا بر يک تحقيق علمي، ميزان باکتري‌ها و ميکروب‌هاي موجود روي دکمه‌هاي کامپيوتر، بيشتر از مقدار متوسط اين موجودات بر سنگ سرويس‌هاي بهداشتي است.

ادامه نوشته

گروه99

پادشاهي که يک کشور بزرگ را حکومت مي کرد، باز هم از زندگي خود راضي نبود؛اما خود نيز علت را نمي دانست.روزي پادشاه در کاخ امپراتوري قدم مي زد. هنگامي که از آشپزخانه عبور مي کرد، صداي ترانه اي را شنيد.به دنبال صدا، پادشاه متوجه يک آشپز شد که روي صورتش برق سعادت و شادي ديده مي شد.

پادشاه بسيار تعجب کرد و از آشپز پرسيد: 'چرا اينقدر شاد هستي؟'

ادامه نوشته

دانستنی های بامزه

ـ جویدن آدامس هنگام خرد کردن پیاز مانع از اشک ریزی شما می شود.

ـ اثر لب و زبان هر کس همانند اثر انگشت آن منحصر به فرد است.

ـ رشد کودک در بهار بیشتر است.
 
ـ ۸ دقیقه و ۱۷ ثانیه طول می کشد تا نور خورشید به زمین برسد.

ـ ظروف پلاستیکی تقریباً ۵۰۰۰۰سال در برابر تجزیه مقاومند.

ادامه نوشته

زیر آبی!!!

چاک از یک مزرعه‌دار در تکزاس یک الاغ خرید به قیمت ۱۰۰ دلار. قرار شد که مزرعه‌دار الاغ را روز بعد تحویل بدهد. اما روز بعد مزرعه‌دار سراغ چاک آمد و گفت: «متأسفم جوون. خبر بدی برات دارم.. الاغه مرد.»  چاک جواب داد: «ایرادی نداره. همون پولم رو پس بده.»  مزرعه‌دار گفت: «نمی‌شه. آخه همه پول رو خرج کردم..»  چاک گفت: «باشه. پس همون

 الاغ مرده رو بهم بده.» مزرعه‌دار گفت: «می‌خوای باهاش چی کار کنی؟»   چاک گفت: «می‌خوام باهاش قرعه‌کشی برگزار کنم.»

  مزرعه‌دار گفت: «نمی‌شه که یه الاغ مرده رو به قرعه‌کشی گذاشت!»   چاک گفت: «معلومه که می‌تونم. حالا ببین. فقط به کسی

 نمی‌گم که الاغ مرده است.»   یک ماه بعد مزرعه‌دار چاک رو دید و پرسید: «از اون الاغ مرده چه خبر؟»   چاک گفت: «به قرعه‌کشی

 گذاشتمش. ۵۰۰ تا بلیت ۲ دلاری فروختم و 998 دلار سود

 کردم.»   مزرعه‌دار پرسید: «هیچ کس هم شکایتی نکرد؟»  چاک گفت: «فقط همونی که الاغ رو برده بود. من هم ۲ دلارش رو پس دادم.»

ادامه نوشته

شغل پیشین افراد مشهور (قبل از رسیدن به شهرت)

آدولف هیتلر

ديكتاتور آلمان

نقاش پوستر

موسوليني

ديكتاتور ايتاليا

روزنامه نويس

فيدل كاسترو

رئيس جمهور كوبا

دانشجوي حقوق

كاردينال ريشيلو

صدر اعظم معروف فرانسه

كشيش

جوزپه گاريبالدي

انقلابي ايتاليايي

ملوان

گاندي

رهبر فقيد هند

وكيل دادگستري

پانديت نهرو

نخست وزير هند

وكيل دادگستري

ژاندارك

شخصيت نيمه مذهبي و قهرمان فرانسوي

چوپان

جرج واشنگتن

اولين رئيس جمهور آمريكا

كشاورز

جرالدفورد

رئيس جمهور آمريكا

مانكن لباس مردانه

ريچارد نيكسون

رئيس جمهور آمريكا

وكيل دادگستري

جيمي كارتر

رئيس جمهور آمريكا

بادام كار

آبراهام لينكلن

رئيس جمهور آمريكا

هيزم شكن

رونالد ريگان

رئيس جمهور آمريكا

هنرپيشه سينما

ادامه نوشته

دستان دعا کننده

اين داستان واقعي است و به اواخر قرن 15 بر مي گردد.

در يك دهكده كوچك نزديك نورنبرگ خانواده اي با 18 فرزند زندگي مي كردند. براي امرار معاش اين خانواده بزرگ، پدر مي بايستي 18 ساعت در روز به هر كار سختي كه در آن حوالي پيدا مي شد تن مي داد. در همان وضعيت اسفباك آلبرشت دورر و برادرش آلبرت (دو تا از 18 فرزند) رويايي را در سر مي پروراندند.
ادامه نوشته

اولین مردمان جهان!

1- اولین مردمان جهان که نخ
به سکه می‌بستند و در داخل
تلفن‌های عمومی می‌انداختند،
ایرانیان بودند!...

 

ادامه نوشته

حالا پسرا بخونن گریه کنن!!

به دلیل انتقاد شدید از مطلب قبلی(دختران ۸ ترمه ذانشگاهی) و ناراحت شدن بعضی خانوما و بنا به قولی که داده بودم با کلی کلنجار و این دست اون دست کردن بالاخره ...

ولی واقعا سخته که آدم به هم جنس خودش خیانت کنه!!!!

 

                                                آقایون ببخشن!شرمنده!

ادامه نوشته

زندگی نامه ی دختران ۸ ترمه دانشگاهی

                                           پسرا بخونن بخندن!   

ادامه نوشته

3000میلیاردها از اینجا میان!!!!!!!!!!!

اینم ویلای ۳میلیون دلاری آقا که از سنگ اعلا ساخته شده نه کاه گل!ببین چطور پول بچه های دبستان آل طه از گلوی بعضیا پایین میره...

    

ادامه نوشته

شبی از آن رابی.

این داستان واقعی است و ارزش خواندن را دارد!

ادامه نوشته

قوانینی که نیوتون از قلم انداخت

قانون صف:

اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد.

ادامه نوشته

هی...







خواننده ی مشهوری که شب ها جایش را خیس میکرد...

مایکل جکسون زمانیکه درگذشت 50 ساله بود و در این 50 سال شب ها تختش را خیس می کرد!
دکتر موری که هفته گذشته در مورد مرگ مایکل جکسون مجرم شناخته شد گفت:"
مایکل هر شب تختش را خیس می کرد و بوی بدی در اتاقش می پیچید. من همیشه مجبور بودم تختش را تمیز کنم".
دکتر موری عقیده دارد که مایکل دچار یک مشکل روحی بوده که باعث می شد تختش را خیس کند و می گوید:چه کسی باور میکند یک مرد 50 ساله با این شهرت هر شب خودش را خیس کند؟
مایکل به دکتر موری گفته بود که هیچ دوستی ندارد و او تنها دوست واقعی است که برایش مانده ! 


                      

دختر به زبان ریاضی...

badbakht.jpg

ایجاد تصاویر شگفت انگیز فقط با تا زدن کاغذ.

خودم که باورم نشد ولی ببینی بد نیست!!!
ادامه نوشته

شکست...

 تا سن چهار سالگی قادر به حرف زدن نبود اطرافیان او را "فردی غیر اجتماعی با رویاهای احمقانه"میشناختند



              آلبرت انیشتن نظریه پرداز نسبیت و برنده جایزه نوبل فیزیک

ادامه نوشته

شاید شوخی ، شاید جدی

شاید بعضیا این داستانو قبلا شنیده باشن(چون قدیمیه)

اگه تکراریه به بزرگی خودتون ببخشین!!!


در شهري در آمريكا، آرايشگري زندگي ميكرد كه سالها بچه‌دار نمي‌شد.او نذر كرد كه اگر بچه‌دار شود، تا يك ماه سر همه مشتريان را به رايگان اصلاح كند. بالاخره خدا خواست و او بچه‌دار شد! روز اول يك شيريني فروش ایتالیائی وارد مغازه شد. پس ازپايان كار، هنگاميكه قناد خواست پول بدهد، آرايشگر ماجرا را به او گفت. فرداي آن روز وقتي آرايشگر خواست مغازه‌اش را باز كند، يك جعبه بزرگ شيريني و يك كارت تبریک وتشکر از طرف قناد دم در بود.  روز دوم يك گل فروش هلندی به او مراجعه كرد و هنگامي كه خواست حساب كند، آرايشگرماجرا را به او گفت.. فرداي آن روز وقتي آرايشگر خواست مغازه‌اش راباز كند، يك دسته گل بزرگ و يك كارت تبريك و تشكر از طرف گل فروش دم در بود. روز سوم يك مهندس ايراني به

 او مراجعه كرد. در پايان آرايشگرماجرا را به او گفت و از گرفتن پول امتناع كرد. حدس بزنيد فرداي آن روز وقتي آرايشگر خواست مغازه‌اش را باز كند، با چه منظره‌اي روبروشد؟؟؟ .

 

 

 

 

  جواب در زیر

 

 چهل تا ايراني، همه با ماشین های آخرين مدل آمده و دم در آرایشگاه صف كشيده بودند وغر مي‌زدند كه پس اين مردك چرا مغازه‌اش را باز نمي‌كند...