تیم فوتبال صفا

دیروز شنبه با بچه ها رفتیم فوتبال .

     ما یه تیم 5 نفره تشکیل دادیم به اسم تیم صفا . تیم ما ضعیف بود و هیچ بردی تو کارنامه ورزشیمون نداشتیم اما تیممون خیلی باحال بود . از دروازبان خوبش مهدی قاسمی که با جون و دل از دروازه دفاع می کرد و ستاره ی درخشان بازی بود گرفته تا دفای خوب و مستحکممون رضا اکبری موحد که تیم ما رو جلا می بخشید . سجاد فخری از بچه های خوب مکانیک که همه کاره تیم بود . تیم ما بی اون هیچ بود . میلاد محمدی که اون هم مکانیکیه حرفی برا گفتن نذاشت . من هم کاپیتان تیم بودم .خلاصه خیلی حال داد . بقیه تیم ها هم خوب بودن اما تیم ما یه چیز دیگه بود به قول خودم تیم فقط تیم صفا 

 راستی این عکس بعد از بازی گرفته شده فک نکنین با این لباسا بازی کردیم ! اگه پایه باشین یه عکس با شرت ورزشی هم از بازیکنا می ذارم .



تا حالا دقت کردین....

ادامه نوشته

یه روز یه

فارس نژاد پرست نیست مگه کوروش نژاد پرست بود؟

 

رشتی بی غیرت نیست مگر میرزا کوچک خوان بی غیرت بود؟

 

مازندرانی کله ماهی خور نیست مگر نیما کله ماهی خور بود؟

 

لر هالو نیست مگه لطف علی خان هالو بود؟

 

ترک زبان عر عر نمی کنه مگه شهریار عر عر می کرد؟

 

قزوینی همجنس باز نیست مگر علامه دهخدا همجنس باز بود؟

 

خراسانی بادیه نشین و بدوی نیست مگر دکترشریعتی بادیه نشین بود؟

 

بلکه اینان ستونهای ایرانند...

 

ادامه نوشته

اگه دروغ می گم بگو دروغ می گی

 
اگه دروغ می گم بگو دروغ می گی
 
به راننده تاکسی میگم سیگارتو خاموش کن به دودش حساسیت دارم، برمیگرده میگه جوونای سن تو کراک میکشن تو به دود سیگار حساسی!

نتیجه انتخابات ۴۰ میلیونی همون شب معلوم میشه، ولی نتیجه کنکور چند صد هزار نفری چند ماه طول میکشه!
 
هر روز تو دانشگاه میبینیم ۱۰۰ تا دختر مدرسه ای رو به صف کردن، معلمشونم جلو، آوردن بازدید از دانشگاه ، مگه باغ وحشه اینا رو هر روز میارین بازدید!
 
اینم از مجلس ختم، با کفش رفتیم با دمپایی برگشتیم!

ادامه نوشته

.

هرکس به ادامه مطلب برود خر است

ادامه نوشته

چگونه یک مرد و یک زن رو خوشحال کنیم ؟!

 

چگونه یک زن رو خوشحال کنیم ؟!

برای خوشحال کردن یک زن...


یک مرد فقط نیاز دارد که این موارد باشد :

1. یک دوست

2. یک همدم

3. یک عاشق

4. یک برادر

5. یک پدر

6. یک استاد

7. یک سرآشپز

8. یک الکتریسین

9. یک نجار

10. یک لوله کش

11. یک مکانیک

ادامه نوشته

انشای کودکانه

 



هر وقت من یک کار خوب می کنم مامانم به من می گوید بزرگ که شدی برایت یک زن خوب می گیرم.تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است

حتمن ناسرادین شاه خیلی کارهای خوب می کرده که مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من مؤتقدم که اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود ، چون بابایمان همیشه می گوید مشکلات انسان را آدم می کند.

در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم.

از لهاز فکری هم دو طرف باید به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فکر ندارد که به من بخورد ولی مامانم می گوید این ساناز از تو بیشتر هالیش می شود.در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند که کارشان به تلاغ کشیده شده و چه بسیار آدم های کوچکی که نکشیده شده. مهم اشق است !

اگر اشق باشد دیگر کسی از شوهرش سکه نمی خواهد و دایی مختار هم از زندان در می آید من تا حالا کلی سکه جم کرده ام و می خواهم همان اول قلکم را بشکنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم.

مهریه و شیر بلال هیچ کس را خوشبخت نمی کند. همین خرج های ازافی باعث می شود که زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی داییمختار با پدر خانومش حرفش بشود دایی مختار می گفت پدر خانومش چتر باز بود.. خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی کم بوده که نتوانسته خرج عروسی را بدهد. البته من و ساناز تفافق کرده ایم که بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمکی بدهیم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتی می خوری خش خش هم می کند!

اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است و گرنه آدم مجبور می شود خودش خانه بگیرد. زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یک زیر زمینی بگیرد. میگفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پایین! اما خانوم دایی مختار هم می خواست برود بالا! حتمن از زیر زمینی می ترسید. ساناز هم از زیر زمینی می ترسد برای همین هم برایش توی باغچه یک خانه درختی درست کردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شکست.. از آن موقه خاله با من قهر است.

قهر بهتر از دعواست. آدم وقتی قهر می کند بعد آشتی می کند ولی اگر دعوا کند بعد کتک کاری میکند.


دیکتاتور ها کجا می روند

عكس هایی از مناطق خاصی كه رهبران ، پادشاهان و دیكتاتور های تبعیدی یا حبسی در آن بودند


حسنی مبارک یک روز پیش از آنکه رسما قدرت را واگذار کند و برود راهی شرم الشیخ شد. منطقه ای خوش آب و هوا که میزبان بسیاری از توریست های اروپایی است . شرم الشیخ به ساحل زیبایش،آب و هوای عالی و ماهی های خاص شهرت دارد.

مبارک در شرم الشیخ

 

 

 

 

ادامه نوشته

دانشگاه....

 

  

ادامه نوشته

عکس در 360 درجه

ادامه نوشته

وضعیت ورودی ها در ترم اول

این عکس یه ورودیه که همه ی ما هم درگیرشیم

چند تعریف جالب برای ورودی ها

ا.ورودی : فردی است عجیب الخلقه ، به راحتی قابل تشخیص ، جو گیر ، دارای ظرفیت فیت خوری بالا ، هیچ جای دانشگاه را بلد نیست حتی دستشویی و همیشه حاضر در صحنه .

2.چس ترم :تعداد ترم های گذرانده شده توست یک فرد ورودی .

3.مشروط : واژه ای که ورودی ها از همان ابتدا با آن آشنا شده و با آن انس می گیرند.

4.استاد : نوعی موجود که حویتش برای دانشجویان ناشناخته است و فقط در پایان ترم شناخته می شود.

5.سرویس : غیر قابل تعریف.

اگر تعریف دیگری به ذهنتان میرسد در نظرات عنوان کنید. با تشکر بابا برقی