تبليغاتX
bachehaye bahale bu-ali
bachehaye bahale bu-ali
 
قالب وبلاگ
Image Detail
[ 90/12/03 ] [ 23:4 ] [ siamak&naser ]

دیروز شنبه با بچه ها رفتیم فوتبال .

     ما یه تیم 5 نفره تشکیل دادیم به اسم تیم صفا . تیم ما ضعیف بود و هیچ بردی تو کارنامه ورزشیمون نداشتیم اما تیممون خیلی باحال بود . از دروازبان خوبش مهدی قاسمی که با جون و دل از دروازه دفاع می کرد و ستاره ی درخشان بازی بود گرفته تا دفای خوب و مستحکممون رضا اکبری موحد که تیم ما رو جلا می بخشید . سجاد فخری از بچه های خوب مکانیک که همه کاره تیم بود . تیم ما بی اون هیچ بود . میلاد محمدی که اون هم مکانیکیه حرفی برا گفتن نذاشت . من هم کاپیتان تیم بودم .خلاصه خیلی حال داد . بقیه تیم ها هم خوب بودن اما تیم ما یه چیز دیگه بود به قول خودم تیم فقط تیم صفا 

 راستی این عکس بعد از بازی گرفته شده فک نکنین با این لباسا بازی کردیم ! اگه پایه باشین یه عکس با شرت ورزشی هم از بازیکنا می ذارم .



[ 91/02/03 ] [ 20:24 ] [ مصطفی صفایی ]
خواهر مشتاق بعدی و اعلام کن.


[ 91/01/29 ] [ 10:47 ] [ siamak&naser ]
مردی جوان در راهروی بیمارستان ایستاده، نگران و مضطرب….

 در بزرگی دیده می شود با تابلوی “اتاق عمل"
چند لحظه بعد در اتاق باز و دکتر جراح – با لباس سبز رنگ – از آن خارج می شود.
مرد نفسش را در سینه حبس می کند. دکتر به سمت او می رود. مرد با چهره ای آشفته به او نگاه می کند…
دکتر: واقعاً متاسفم، ما تمام تلاش خودمون رو کردیم تا همسرتون رو نجات بدیم. اما به علت شدت ضربه نخاع قطع شده و همسرتون برای همیشه فلج شده. ما ناچار شدیم هر دو پا رو قطع کنیم، چشم چپ رو هم تخلیه کردیم… باید تا آخر عمر ازش پرستاری کنی، با لوله مخصوص بهش غذا بدی، روی تخت جابجاش کنی، حمومش کنی، زیرش رو تمیز کنی و باهاش صحبت کنی… اون حتی نمی تونه حرف بزنه، چون حنجره اش آسیب دیده…
با شنیدن صحبت های دکتر به تدریج بدن مرد شل می شود، به دیوار تکیه می دهد. سرش گیج می رود و چشمانش سیاهی می رود.
با دیدن این عکس العمل، دکتر لبخندی می زند و دستش را روی شانه مرد می گذارد و میگوید:
هه! شوخی کردم… زنت همون اولش مُرد

                              

[ 91/01/28 ] [ 17:44 ] [ سعید اصلانی ]

متن جالب و خنده دار داستان های کتاب های دبستان

الفبا از پ ، و ، ل شروع میشه ،بابا دیگه آب نمیده چون اداره آب و فاضلاب آب رو قطع کرده ،دهقان فداکار پیر شده و دنبال چندر غاز مستمری از این اداره میره تو اون اداره..!!

مرغا هورمون خوردن وخروس شدن، خروسا مامانی شدن برای مرغا عشوه میان و ناز میکنن، سن ازدواج مرغا بالا رفته دیگه تخم نمی کنند،چوپان دروغگو عزیز شده و کلی طرفدار داره، شنگول و منگول بزرگ شدن و گرگ شدن.

مامانشونم دو سه روزیه رفته تایلند گیساشو ببافه، دارا و سارا رفتن فرانسه کبابی باز کردن، کوکب خانم رفته یه ماکروفر سامسونگ خریده و دیگه حوصله مهمونداری رو نداره و جواب تلفن رو هم نمیده، کبری موهاشو مش کرده و تصمیم گرفته دماغشو عمل کنه، روباه و کلاغ دستشون تو یه کاسست، حسنک گوسفنداشو فروخته و پیکان خریده مسافرکشی می‌کنه، آرش کمانگیر معتاد شده و دیگه سنگ هم نمی تونه پرت کنه، شیرین، خسرو و فرهاد رو پیچونده و با دوست پسرش رفته اسکی، رستم و اسفندیار اسباشونو فروختن و موتور خریدن میرن کیف قاپی،پتروس از بس با دوست دختراش چت کرده انگشت درد گرفته و دیگه نمی تونه انگشتشو بکنه تو سوراخ سد، خانواده آقای هاشمی دیگه بنزین ندارن برن مسافرت در ضمن دل خوشی هم از راه و سفر ندارن چون آخرین باری که تو راه گوشت کبابی خریدن چوپان دروغگو گوشت خر بهشون فروخته

[ 91/01/28 ] [ 17:36 ] [ سعید اصلانی ]
 

مـــــردها کاین گریه در فقدان همســــــــر می کنند
                                                                بعد مرگ همســـــــر خود ، خاک بر سر می کنند !
خاک گورش را به کیسه ، سوی منزل مـــی برند !
                                                               دشت داغ سینـــــه ی خـــــود ، لاله پرور می کنند
چون مجانین ! خیره بر دیوار و بر در مــــــی شوند
                                                               خاک زیر پای خود ، از گریه ، هــــــی ! تر می کنند
روز و شب با عکــس او ، پیوسته صحبت می کنند
                                                               دیده را از خون دل ، دریای احمــــــــر مــــی کنند !
در میان گریه هاشان ، یک نظر ! با قصد خیــــــر !!
                                                               بر رخ ناهیـــــــد و مینـــــــــا و صنــــــوبر می کنند !
بعدٍ چنــــــدی کز وفات جانگــــــــداز ! او گذشـــت
                                                               بابت تسلیّت خـــــــود ! فکــــر دیگــــــر مـــی کنند
دلبری چون قرص ماه و خوشگل و کم سن و سال
                                                               جانشیـــــــــن بی بدیل یار و همســـــــر می کنند
کـــــــــج نیندیشید !! فکــر همســـــــر دیگر نیَند !
                                                               از برای بچـــه  هاشان ،  فکر مـــــــادر  مـــی کنند!


[ 91/01/21 ] [ 14:0 ] [ علی ظفرمسافر ]
سلوووووووووووووووووووووووووووووووووووم

پ چا اینجا انقد سوتو کوره،ینی شی شده بشمان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

از خواب غفلت وخیییییییییییییییییزین ...بپایا!!!

مه خودوم به شخصه اینترنتوم وصل نی وگرنه نمیهشتم انقد خلوت بمانه اینجا...

به قوله یه عزیزی بینم شما را شی شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دیه نوینم خلوته یا،دانسینان؟؟؟!!!!

[ 91/01/20 ] [ 10:30 ] [ معصومه پورعاطفی ]
طالع بینی بسیار جالب دانشجویی
متولدین فروردین ماه : دختر یا پسر فرقی نمی کند، شما باید بدانید چون در ماه اول سال به دنیا آمده اید و کنکور ارشد در ماه آخر سال (اسفند) برگزار می شود، روز امتحان دیر از خواب بیدار می شوید، بعد در ترافیک گیر می کنید واحتمالاً از کوچه که رد می شوید زنی با یک سطل آب کف از شما استقبال خواهد کرد (به عبارتی بدرقه) از تمام این مخاطرات که بگذرید، جلوی حوزه امتحانی متوجه گم شدن کارت ورود به جلسه تان می شوید بنابراین توصیه می شود بیخود دنبال دردسر نروید و از هرگونه تلاشی برای رسیدن به مقاطع بالاتر دانشگاهی خودداری کنید!

متولدین اردیبهشت ماه : اول، قدم نورسیده را به مامان و بابا تبریک می گوییم. تو اگر دختر باشی، اسمت یا نیره است یا حکمیه و اگر پسر باشی اسمت یا هوخشتره است یا آریوبرزن (البته گوسفندان اسمهای دیگری هم دارند)، متولدین این ماه خیلی    بی جنبه اند، آخر لزومی ندارد به بقالی سر کوچه تان پز بدهی که بعد از یازده سال فوق قبول شده ای، خبر قبولی را احتمالاً در مراسم خاکسپاری یکی از بستگان می شنوی و چنان قهقهه ای میزنی که گورکن با بیل و صاحب عزا با دسته بیل به دنبالتان خواهند دوید.

متولدین خردادماه : همانطور که از اسم ماه تولدتان پیداست، دچار درس خواندن افراطی از نوع طالبانی می باشید (همان خرخوان خودمان) دخترهای خردادی یک روز قبل از کنکور ارشد برایشان خواستگاری پیدا می شود (آنهم کچل پلاک لیزری نمره قبرس)، پس بهتر است که دنبال بختشان بروند و فرصت را به پسرهای خردادی بدهند (که برای پنجمین بار امتحان می دهند).
 
متولدین تیرماه : یک خبر خوش به شما خواهد رسید. لطفاً جنبه داشته باشید، هیچ ربطی به کنکور ارشد ندارد چون هنوز دو سه ماهی تا امتحان باقی مانده، احتمالاً خبر دوقلو زاییدن گاو پدربزرگتان می باشد یا تصویب طرح افزایش وامهای دانشجویی. فعلاً بهتر است بی خیال فوق شوید. هر وقت گاو پدربزرگتان تخم دو زرده گذاشت، آنوقت در امتحان شرکت کنید. مطمئن باشید قبول می شوید.

متولدین مردادماه : داوطلب گرامی ستاره بخت شما در دسترس نمی باشد. لطفاً جهت اطلاع بیشتر با دفتر نشریه ، بخش طالع بینی و فالگیری، تماس بگیرید.

متولدین شهریورماه :
اشتباه نکنیم باید رشته ی هنر باشید دختر یا پسر خوبم هیچ گنجی بهتر از یک تیپ عجیب و غریب و هیچ عزتی بالاتر از اینکه موهایت را دم اسبی ببندی، وجود ندارد. ناصحم گفت: که جز تیپ چه هنر داشت هنر؟ گفتم: ای ناصح عاقل هنری بهتر از این فوق به چه درد می خورد؟! مهم تیپه، که آخرشی.

متولدین مهرماه : متولدین مهرماه، یا پسرند یا دختر (البته یک سری موجودات دیگر را هم شامل می شود، که مد نظر ما نیستند)، دخترها بعد از گرفتن لیسانس در کارگاههای قالیبافی مشغول به کار خواهند شد و پسرها اگر پشتکار داشته باشند، به شاطر خوبی تبدیل می شوند. بنابراین خانمها در رشته فرش و آقایان در رشته بسکتبال در امتحان فوق قبول خواهند شد.

متولدین آبان ماه : تو احتمالاً یا ترانه پانزده سال داری و یا سکینه شانزده سال و یا اصغر یازده سال، پس توصیه می شود که هر وقت به سن قانونی رسیدید، بروید سراغ این جور امتحانها، فعلاً شیرتان را بخورید.

متولدین آذرماه : ای جووونمم..... عجب اختر بختی دارید آذریها! پسرهای متولد آذر، روز امتحان عاشق می شوند و شکل خانه های سیاه پاسخنامه بی شباهت به قلب (نیزه اش فراموش نشود) نخواهد بودالبته نیاز به درس خوندن ندارن چون آذریها خیلی با هوشن واما خانمها شما در دانشگاه هوشنگ آباد سفلی در یک رشته نیمه پاره وقت شبانه با مدرک معادل، تحت نظر دانشگاه پیام نور (البته با گواهیISO هفت و هشت هزار) قبول خواهید شد. لابد توقع دارید تحویلتان هم بگیرند. (مواظب خودت باش نابغه!)

متولدین دی ماه : دوست عزیز متأسفانه طالعتان خیلی بد است. شما یا شش سال پشت کنکور می مانید یا هشت سال. اگر شش سال پشت کنکور ماندید که حتماً دوسال دیگر هم خواهید ماند و سال هشتم قبول می شوید، ولی روز اعلام نتایج دچار عارضه قبلی (منظور همان قلبی است) خواهید شد و جان به جان آفرین تسلیم خواهید کرد. با توجه به هزینه زیاد کفن و دفن خواهشمندیم روی دست پدر و مادر خرج نیندازید، ما همین جوری شما را دکتر قبول داریم!! 

متولدین بهمن ماه : متولدین این ماه باید قبل از اینکه صبح زود از خواب بیدار شوند، توی رختخواب نرمش سنگین انجام داده، بعد 35 دقیقه خمیازه بکشند (کمتر از حد اعتیاد) و مجدداً بخوابند. این کار را تا شب قبل از امتحان به مدت شش ماه انجام دهید تا روز امتحان بدون استرس، به سئوالات پاسخ دهید. قبولی شما را آن هم با رتبه تک رقمی تضمین می کنیم.

متولدین اسفند ماه : عزیز دلم، اسفند، بدترین زمان ممکن برای به دنیا آمدن است، ـ آخه، عزیز من،ماه قحطی بود ـ چون امتحان کارشناسی ارشد در این ماه برگزار می شود. پسرهای متولد اسفند، احتمالاً به واسطه ضعف در ریاضی پس از چند ترم آب خنک خوردن در پژوهشکده ی ماهانی به همان مدرک لیسانس راضی می شوند و دختر خانمها اگر کمتر سریالهای بیمزه تلویزیون را نگاه کنند، قبولی ارشد جلوی پای آنهاست، اگر نمی بینند به چشم پزشک مراجعه کنند.
[ 90/12/17 ] [ 14:49 ] [ سعید اصلانی ]

سلام اینم سازه ی گروه زنون ک همون بچه های ورودی برق باشن ک مقام اولو بین ورودی ها و مقام پنجم سازه های سنگین رو کسب کرده

ما  همه ب تلاششون آفرین می گیم و ایشالا در مسابقات بعد اول میشن

 

اعضای گروه:  علی ظفر مسافر و محمد رضا لک و سعید سعیدی

 

عکس

[ 90/12/17 ] [ 13:58 ] [ سعید اصلانی ]
 

 

اگه گناه ۲۴ ساعت آزاد می شد . چه گناهی می کردی؟؟؟

[ 90/12/16 ] [ 9:57 ] [ سعید اصلانی ]
[ 90/12/15 ] [ 20:51 ] [ مصطفی صفایی ]
 

سلام

بچه ها واقعا خسته نباشید دمتون گرم ایشالا مسابقه بعد اولید

الانم رتبه ای ک کسب کردید (پنجم) بین این همه تیم خیلی خوب بود آفرین

البته برای اون دوستانی ک مسابقه ی صبح رو ندیدن باید بگم پنجم ماله صبحه (وزن سنگین)

این بعد از ظهریه وزن سبک بود ک من شاهدم سازه ی اصلیه بچه ها ( ظفر و لک و سعید) نابود شد

و عرض یک ساعت این دومیه رو ساختن

با کمک من!

یعنی من اصلن عضو تیم نبودم بچه ها چون دیدن سازه خیییلی قوی و استحکام داره و احتمال رکورد زنی جهانی وجود داره . لطف کردن (به زور) منو فرستادن تو میدونه مبارزه!!!!

بقیشم ک خودتون دیدید

[ 90/12/15 ] [ 17:55 ] [ سعید اصلانی ]

فارس نژاد پرست نیست مگه کوروش نژاد پرست بود؟

 

رشتی بی غیرت نیست مگر میرزا کوچک خوان بی غیرت بود؟

 

مازندرانی کله ماهی خور نیست مگر نیما کله ماهی خور بود؟

 

لر هالو نیست مگه لطف علی خان هالو بود؟

 

ترک زبان عر عر نمی کنه مگه شهریار عر عر می کرد؟

 

قزوینی همجنس باز نیست مگر علامه دهخدا همجنس باز بود؟

 

خراسانی بادیه نشین و بدوی نیست مگر دکترشریعتی بادیه نشین بود؟

 

بلکه اینان ستونهای ایرانند...

 


ادامه مطلب
[ 90/12/14 ] [ 22:20 ] [ مصطفی صفایی ]
 
اگه دروغ می گم بگو دروغ می گی
 
به راننده تاکسی میگم سیگارتو خاموش کن به دودش حساسیت دارم، برمیگرده میگه جوونای سن تو کراک میکشن تو به دود سیگار حساسی!

نتیجه انتخابات ۴۰ میلیونی همون شب معلوم میشه، ولی نتیجه کنکور چند صد هزار نفری چند ماه طول میکشه!
 
هر روز تو دانشگاه میبینیم ۱۰۰ تا دختر مدرسه ای رو به صف کردن، معلمشونم جلو، آوردن بازدید از دانشگاه ، مگه باغ وحشه اینا رو هر روز میارین بازدید!
 
اینم از مجلس ختم، با کفش رفتیم با دمپایی برگشتیم!


ادامه مطلب
[ 90/12/14 ] [ 22:16 ] [ مصطفی صفایی ]
هیسسس خوابیده
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
..
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.
..

.
.
.

..







[ 90/12/10 ] [ 13:17 ] [ سعید اصلانی ]
            توجه                              توجه

به تمام سوالات فقط با بله و خیر پاسخ داده شود

۱ آیا از بودن در این دانشگاه راضی هستید؟

۲ ایا از رشته ای که انتخاب کرده اید راضی هستید؟

۳ آیا از بودن در کنار دوستان جدید لذت می برید؟

۴آیا درسی را در ترم قبل افتاده اید؟

۵ایا به کافه تریای دانشگاه رفته اید؟

۶آیا از ساعت کلاس هایتان راضی هستید؟

۷آیا با فردی که در شما ایجاد علاقه کند اشنا شده اید؟

۸.آیا به برادر یا خواهر خود زور می گویید؟

۹.آیا با پدر و مادر خود در باره ی مسائل دانشگاه بحث می کنید؟

۱۰.آیا شخصیت شوخ یا با مزه ای دارید؟

۱۱.آیا به جمله ی علم  بهتر از ثروت است اعتقاد دارید؟

۱۲.آیا ساعات خواب شما بیشتر از ساعات مطالعه ی شماست؟

۱۳.آیا فرق دوغ و شیر را بدون چشیدن تشخیص می دهید؟

۱۴.آیا تا به حال برای برداشتن یک پنجاه تومانی از روی زمین خم شده اید؟

۱۵.آیا مارک آدامس برای شما مهم است؟

۱۶.آیا شبکه ی من و تو را می بینید؟

۱۷.آیا پرسپولیسی هستید؟

۱۸.آیا از کسب جایزه اسکار فیلم جدایی .... خوشحال هستید؟

۱۹.آیا از این مطلب خوشتون اومد؟

۲۰.آیا به سوالات پاسخ صادقانه داده اید؟

[ 90/12/09 ] [ 11:25 ] [ میلاد قناتی ]

لطفا نظر بدین ک این عکس کیه؟؟

[ 90/12/09 ] [ 6:52 ] [ سعید اصلانی ]
فرهاد و هوشنگ هر دو بیمار یک آسایشگاه روانى بودند. یکروز همینطور که در کنار استخر قدم مى زدند فرهاد ناگهان خود را به قسمت عمیق استخر انداخت و به زیر آب فرو رفت.
هوشنگ فوراً به داخل استخر پرید و خود را در کف استخر به فرهاد رساند و او را از آب بیرون کشید.
وقتى دکتر آسایشگاه از این اقدام قهرمانانه هوشنگ آگاه شد، تصمیم گرفت که او را از آسایشگاه مرخص کند.
هوشنگ را صدا زد و به او گفت: من یک خبر خوب و یک خبر بد برایت دارم. خبر خوب این است که مى توانى از آسایشگاه بیرون بروى، زیرا با پریدن در استخر و نجات دادن جان یک بیمار دیگر، قابلیت عقلانى خود را براى واکنش نشان دادن به بحرانها نشان دادى و من به این نتیجه رسیدم که این عمل تو نشانه وجود اراده و تصمیم در توست. 

و اما خبر بد این که بیمارى که تو از غرق شدن نجاتش دادى بلافاصله بعد از این که از استخر بیرون آمد خود را با کمر بند حولة حمامش دار زده است و متاسفانه وقتى که ما خبر شدیم او مرده بود.
هوشنگ که به دقت به صحبتهاى دکتر گوش مى کرد گفت: او خودش را دار نزد. من آویزونش کردم تا خشک بشه...
حالا من کى مى تونم برم خونه‌مون ؟
[ 90/12/03 ] [ 14:17 ] [ مهدی قاسمی ]
Picture Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/
[ 90/12/02 ] [ 15:35 ] [ علی ظفرمسافر ]
[ 90/12/02 ] [ 15:23 ] [ علیرضا تاجر ]
[ 90/12/02 ] [ 15:4 ] [ علیرضا تاجر ]
اگه دنیا دست توبود فقط واسه یه روز بگو چیکار می کردی

گزینه ای نیست هر چه دل تنگت میخواهد بگو.

[ 90/12/02 ] [ 13:0 ] [ میلاد قناتی ]
[ 90/12/01 ] [ 12:15 ] [ تینا سعیدی ]
سلاااااااااااااااااام...

خوبین؟سریع بریم سر اصل مطلب بگین ببینم تکیه کلامی(همون تکه کلام خودمون) که بیشتر از همه استفاده میکنین چیه؟

هر کدوم از همه باحال تر بود مثل"بابا کیه؟"جهانی میشه!در واقع نامزد بهترین تکه کلام میشه،از اونجایی که اولین تکه کلام تکان دهنده از جانب آقای بهزادنیا بوده به افتخار ایشون اسم این جایزه میشه:

"golden father"

[ 90/11/30 ] [ 22:26 ] [ معصومه پورعاطفی ]
[ 90/11/30 ] [ 18:7 ] [ معصومه پورعاطفی ]

 

لطفا نظر بدین ک این عکس کیه؟؟

Picture Hosted by Free Photo Hosting at <A href="http://www.iranxm.com/

[ 90/11/30 ] [ 17:47 ] [ سعید اصلانی ]
[ 90/11/28 ] [ 10:56 ] [ معصومه پورعاطفی ]

 

لطفا نظر بدین ک این عکس کیه؟؟

Picture Hosted by Free Photo Hosting at <A href="http://www.iranxm.com/

[ 90/11/26 ] [ 8:48 ] [ سعید اصلانی ]
این  داستانِ   ابتدای  ترم  من  است  

                                           ابتدای فصل سرد سرمای من است

دوستان   و    درس    و    کتابانم     غریب

                                           شهر   و  کلاس  و  خوابگاهان  را  غریب

ترم   اول   عشق  و  حال  در  شهر  و  صفا 

                                           بی  خیال  از  درس  و  استاد   در   خفا

ازخنده در زنگ شفق تا دوست یابی در زبان 

                                           ازسختی پویانظر تا بی کسی در امتحان

راه    فنی    تا    به    سلف    تفریح    ما

                                           گاه    گاهی    کافه    تریا    جای    ما

روز ها  چون  برق  و  باد  از  هم  گذشت

                                           ای  دریغا   جزوه  ای   خوانده   نگشت

لیک  از  حواسان   پرت  بود  فرجام  کار

                                          حل   تمرین  ،  پاس   ترم   انجام   کار

زود    بگذشتی   و   نهایت   هم   بشد

                                          فرجه  ها ی    امتحانات    هم    بشد

دست  و  پا   بر   لرزه  و  سیما  خجل

                                          مهر     تجدیدی     بیامد     بر   سجل

در   کویر   درس   و  تمرین   و  سوال

                                         هوش  ما  را  برد  به  یغما  یک شغال

صبح    رستاخیز   ببردند   در   کلاس

                                         یک  به  یک  ما   را   و   کار  ما  خلاص

دشت   لوت   بود   بی  مادر   کلاس

                                        کی  به  اطرافت  کسی  بود  در کلاس

هر  که  چون  کیسل  درون لاک خود

                                       چشم  و  سر  می پلکیدند خود به خود

امتحان ها   نیز  عاقبت  پایان  گرفت

                                       یک  نفر  غم   ،  دیگری  شایان  گرفت

های  و  هوی   کودکان   بالا  گرفت

                                       بازار    نمره    باز    هم    کالا    گرفت

عابدی    در    اتهامات    فرد     یک

                                       آمار     تجدیدی     او     گردیده     یک

هم نیاز و هم زمان کی جایز است؟

                                       فکر  شاگرد  اولی  کی  جایز  است؟

در   میان    برق   ،   پاس   الریاض

                                       النیاز    است    النیاز    است    النیاز

حال  پشیمانی امروزت  چه سود؟

                                       فکر  پاس  با نمره  ده  را چه سود؟

ای بر سرت خاک تو کامروز شاعری

                                       تو   کز   دنیا   نداری    جز   ظاهری

تو  بیا  ای  ساقی  باده   به  دست

                                    برقیان بوعلی جامی بدارند در دو دست

پر  کن  این  جام از می و حالی بده

                                      فکر    راه   چاره   کن  ،  جانی   بده

[ 90/11/25 ] [ 13:28 ] [ علی ظفرمسافر ]
[ 90/11/24 ] [ 0:45 ] [ علیرضا تاجر ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ توسط جمعی از بر و بچه های دانشگاه بوعلی ورودی 90 ایجاد شده و امیدواریم خوشتون بیاد .

امکانات وب

.



آمار سایت





Powered by WebGozar

مرجع وبلاگ نویسان جوان

آمار سایت

قالب وبلاگ

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز
فونت زيبا ساز